حبیب اله آرین :بزرگترین مساله ای که در برابر فعالیت های انتخاباتی میر حسین موسوی قرار گرفته است عدم شناخت کافی و مناسب نسل سومی ها از ایشان است.مناسب ترین راه شناخت میرحسین عملکرد وی در مسند نخست وزیری است . اما برای نقد و بررسی منصانه عملکرد نخست وزیر دوران دفاع مقدس ،شناخت و فهمی از آن دوران است .فضایی که شرایط اقتصادی،فرهنگی و ادبی آن زمان را ساخت بسیار تحت تاثیر جنگ بوده است .به هر ترتیب بسیاری از سوالاتی که در ذهن هم سن و سالان ما شکل می گیرد را می توان با رجوع به گذشته و عملکرد وی پاسخ داد. شعر جنگ، بازگشتی به سوی شعر کلاسیک بررس سبک شناسی دوره ای شعر معاصر 1-با توسعه سیاسی و اندیشه در عصر مشروطه و با وارد شدن مفهوم کلماتی چون "عدالت اجتماعی" ، "آزادی " و "حق مردم" و هجوم این افکار هنر و ادب را وارد وادی دیگری کرد. و مقدمه ای بود برای ساخت "غزل نیمه سنتی " غزلی که به شیوه ای جدید و با بهروری از رمانتیسم و نگاهی جدید در رابطه با عاشق و معشوق نظر می کند و همگان را به صرافت برای نو آوری انداخت.نو آوران در تکاپوی گنجاندن مفاهیمی جدید سیاسی و اجتماعی در شعر بودند. بسیاری از مردم با عقل شاعرانه (نه معاش اندیش) وارد انقلاب مشروطه شدند و در هوایی که بر آنها غالب شده بود و گمان اینکه به سوی سرای عدل و آزادی می روند هرگز ملاحظه اوضاع و احوال را نمی کردند و مصلحت ها را باور نداشتند. ما اندرون سینه هوایی نهفته ایم /بر باد اگر رود سر ما زان هوا رود ویاآنجا که عارف در مورد سر بریده کلنل پسیان می گوید: این سر که نشان سرپرستی ست /امروز رها زقید هستی ست/ با دیده عبرتش ببینید /کاین عاقبت وطن پرستی ست شاعران عصر مشروطه همچون میرزاده عشقی – نسیم شمال- دهخدا و بهار در نقد شرایط موجود و در هوای آزادی، نقد های علنی و عریان خود را در فضای هژمونیک مستبد شاهنشاهی رها می کردند . اما به بمب بستن مجلس بهارستان و قلع و قم جریان مشروطه سرنوشت محتوم شاعران مشروطه را به گونه ای مشابه رقم زد.میرزاده عشقی ترور شد –نسیم شمال زندانی شد و دهخدا در انزوای خود لغتنامه اش را نگارش کرد... 2-سرنوشت تلخ شاعران مشروطه به شاعران نسل بعدی آموخت که نمی توان همین روال را در پیش گرفت و به همین برهنگی ساختار موجود را نقد کرد . "نیما" شعر سمبلیک را ،راه گریز از دستگاه ممیزی انتخاب کرد. نیما سمبلیسم سیاسی –اجتماعی خود را از سمبلیسم نسل دو فرانسه وام گرفت . – قاصد روزان ابري ، داروك ! كي مي رسد باران؟ با جریان سازی نیما و ساخت شعر نیمایی شاعرانی چون مهدی اخوان ثالث ،احمد شاملو،فروغ فرخزاد سمبلیسم سیاسی –اجتماعی را در پیش گرفتند و از این طریق نقد ها و حرف های نگفتنی خود را می زدند... و به قول نیما شعری objective را خلق کردند، ساخت توصیف و تصویری که البته همراه با هدفی سیاسی است.و راهی برای گذشتن از سانسور و تامین جانی در نظام خفقان شکل گرفت . سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است. کسی سربر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را نگه جز پیش پا را دید نتواند که ره تاریک و لغزان است زمستان 3-با همراهی نویسندگانی همچون صمد بهرنگی، جلال آل احمد،و اندیشمندانی همچون علی شریعتی و گسترش اندیشه سوسیالیستی تحرکات انقلابی شدت گرفت و مقدمات ایجاد شعر "سمبلیک چریکی " شکل گرفت .شاعرانی همچون خسرو گلسرخی ،سعید سلطانی پور و...؛شاعرانی که مسلما نظام خفقان زده موجود را درک می کردند اما هدف جهانی خوب و انسانهایی برابر، شعر مسلحانه آنها را توجیه می کرد!شعری ایدئولوژیک و پویا که الگو دهنده بزرگی به انقلابی ها بود. خشن/ خشن و ناهموار/ گسست یك ستاره/ پر از كوه و درخت/ و انفجار در مسیر سرعت/ و جاده ای پر از گدازه های شعله ور/ و سنگ ها/ و تنه های سوخته/ و دود/ دود كه در باد كشیده می شود/ و من/ كه شعرم/ جز این تصویر نیست... سعید سلطانی پور (در بند پهلوی / افتاده سرد و خسته و خون آلود / آتش دمیده از کف پایش ...). خسرو گلسرخی که در دادگاه شاه محاکمه شد و اعدام شد. 4- انقلاب بزرگ اسلامی با همه عظمت و ابعاد خویش اتفاق افتاد و شعر انقلابی ناگهان فرو ریخت و به یك باره پس از فروكش كردن هیجانها خاموش شد .شاید نمود آن را در بسیاری از شاعران یافت ،شعر سمبلیک شاملو برای شاملو تمام شد و تا زمانی که به ظن خود شرایط را مانند پیشین ندید و فضایی را برای زدن حرف هایش نیافت نتوانست شعر بسراید. دهانت را می بویند/ مبادا گفته باشی دوستت دارم ... .و شعر ها کم کم پر از نشانه ها گشت و گرایش های مذهبی در شعر نمود کرد ؛در شعر انقلاب تک ساحتی بودن تصاویر و مضامین شدت یافت. 5-با شروع جنگ تحمیلی اولین سوال فاصله "شعار" از "شعر" و روند تکاملی این مسیر است و آیا شعار جنگ به سمت شعر جنگ سوق پیدا کرد؟ در زمان جنگ دلیلی برای سروده شدن شعر سمبلیک وجود نداشت و عمده نگاهها رو به آسمان بود و در فضایی ماورائی، دشمن خارجی که مرزها فاصله داشت بزرگترین دشمن شعر جنگ شده بود. اولین عرصه ظهور شعر جنگ جرائد و مطبوعات بود اشعار شعار زده عاری از تخیل و عاطفه، "شعر روزنامه ای" را ساخت . از دشمنان مردم و از جانیان پست /روزی رسد که خلق کشد انتقامها این دست های خسته در آید ز آستین /و آن دشنه های تشنه به خون از نیامها ای پیرزن که تازه جوان تو کشته شد /دیدی بلند نامش در بین نامها پدر سه شهید دفاع مقدس (مهدی اخوان ثالث) هرگز نتوانست همچون آثار بزرگ پیشین خویش را باز خلق کند . شعر این دوره رابطه آشکاری با وقایعه روزانه جنگ از قبیل شکست حصر آبادان ،سقوط خرمشهر و ...داشت و این شعر روزانه با گذشت زمان به تاریخ می پیوست .در واقع وضعیت نظامی ما در آغاز جنگ و لزوم اعتقاد به این حقیقت که هیچ چیز جز جانبازی مردم مانعی در مقابل دشمن نخواهد بود، غیر اجتناب بودن این شعر را روشن می کند .و در واقع شرایط جنگ condition(وضعیت)خاص را ایجاد کرد. شعر جنگ شعری subjective (ذهنی ) بود و مفاهیمی همچون فداکاری ،ایثار ،شهیدو شهادت وارد ادبیات شدند . ودر قالب اشعار نیز برگشت به گذشته، اتفاق افتاد قالب مثنوی و غزل مورد توجه قرار گرفت همچنین رباعی و دوبیتی به دلیل آسان بودن این قالب و انعطاف پذیری آن به لحاظ کمیت افزایش یافت همچنین گرایش به چارپاره با ویژیگی های روح حماسی و انقلابی مورد استقبال قرار گرفت . در کل با رجعت قالب شعری جنگ بایستی آن را شعر نئوکلاسیک نامید .و تمام نحله های شعر زیر سایه این شعر قرار گرفت . در شعر جنگ و مسیر های دیگر فکری جنگ جایی برای کثرت افکار وجود نداشت و صداهای دیگر و عقاید مختلف در صدای مهیب توپ ، تانک ، مسلسل گم می شد. با تشکر فراوان از دکتر کاظم رحیمی نژاد
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 11:10 توسط حبیب اله آرین |