تبليغاتX
نان و کتاب
 

به آسمان نگاه می کنی در انتظار باران رحمتی ...اما این ابر تیره موجی از تیر است!

جمله بالا توصیفی است از شرایط پیش آمده در کشور

این در حالی است که حامیان میر حسین موسوی در پی اثبات ادعای خویش مبنی بر تقلب و تخطی از قانون در برگزاری انتخابات و شمارش آرا هستند.

تمامی این شرایط در حالی ایجاد شده است که تمامی سایت های اصلاح طلب فیلتر شده اند و روزنامه های آنها در فضایی امنیتی منتشر می شوند و یا عملا چاپ یا توزیع آن را در کشور پلمپ کرده اند .

از سوی دیگر رسانه ملی سیاست های جانب دارانه خویش را ادامه می دهد و عملا اعتراض هایی گسترده حامیان میر حسین را تنها به پوشش اخباری از اختلال گران که خار خاشاک نامیده می شود خلاصه  کرده است .

کمیته صیانت از آرا که محتشمی پور ریاست آن را بر عهده دارد با مشکلات متعددی رو به رو شده است .

بسیاری از ناظرین را زمان شمارش آرا  از حوزه ها خارج کرده اند  و سیستم پیامک را که مبنای فعالیت کمیته صیانت از آرا بود را به کلی قطع کرده اند و همچنین تلفن های کمیته مرکزی صیانت از آرا در تهران به کلی قطع شد و...

همه این عوامل و ناراحتی عمده مردم در کل کشور و در خلاء یی مطبوعاتی، اعتراض خویش را به تخلفات صورت گرفته در خیابان ها اعلام کردند.

بی درایتی نیرو های امنیتی و وزارت کشور و مبدل کردن فضا از فضایی مدنی به شرایطی امنیتی باعث تحریک مردم و درگیری ها و خشونت ها شد .

این در حالی بود که نیرو های گارد ویژه ناجوانمردانه به اماکن مقدسی همچون دانشگاه ها مساجد  و خوابگاه های دانشجویی یورش بردند و به ضرب و جرح مردم بی گناه و یا حتی عابرین سالمند پرداختند .گارد ویژه ناموس ایرانی خویش را حتی فراموش کرد و به خوابگاه های دانشجویی دختران یورش برد...

همه ی این شرایط و در بی خبری مردم  این درگیری ها شدت یافت و به شورش هایی کور مبدل شد ...

میر حسین موسوی  اما با پایمردی و ایستادگی بر عهد خود با ملت و تلاش برای صیانت و دفاع از آراءمردم تلاش کرده است و در این راه از هیچ کاری فرونگذاشته است او در اولین مرحله حامیان خویش را به حفظ آرامش دعوت کرد و شکایات خود را با شدت و قوت از مسیر قانونی اعلام داشت .

اما سر انجام این اعتراضات به کجا می رسد؟

به اعتقاد نگارنده این اعتراضات خیابانی فعلی فرسایشی است .

پس بایستی در سریع ترین زمان ممکن به نتیجه برسد و در این زمان بایستی با حمایتی حداکثری همراه شود .

اما اگر این جریانات کش دار شود بهترین بهانه را برای نهاد های قدرت ایجاد می کند و آن محو کامل جنبش های مدنی و اجتماعی و سیاسی است .

مثلا می توان سران احزاب اصلاح را به رهبری این اعتراضات متهم نمود و و آنها را در جوی ساختگی به نیروهای رادیکال تبدیل نمود و احزابی همچون مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را از مشروعیت انداخت و سپس به سراغ همین چند روزنامه اصلاح طلب رفت و آنها را نیز قلع و قمع کرد .

و عملا این نیرو ها را به کلی از ساختار موجود محو و ناپدید کرد.

اما آن چیزی که می تواند همه این معادلات را بر هم زند تلاش میر حسین موسوی است آنهم با دستانی خالی و قلبی پر از ایمان، همرا با حمایت های بی دریغ مردمی که اکنون صاحب شهیدانی در بین خود هستند.

 موج سبز مردم تهران از امام حسین(ع) تا آزادی

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 14:48 توسط حبیب اله آرین |


ویژه نامه جشنواره دانشجویی تاتر بهار نمایش

تجربه جدیدی بود

کارهای تیمی که تک نفر انجام می شه واقعا فشار زیادی به آدم وارد می کنه

آش دهن سوزی نیست اما خیلی انرژی و وسواس خرج شد

در ادامه مطلب ویژه نامه را بخوانید


ادامه مطلب

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 18:45 توسط حبیب اله آرین |


حبیب اله آرین :بزرگترین مساله ای که در برابر فعالیت های انتخاباتی میر حسین موسوی قرار گرفته است عدم شناخت کافی و مناسب نسل سومی ها از ایشان است.مناسب ترین راه شناخت میرحسین عملکرد وی در مسند نخست وزیری است . اما برای نقد و بررسی منصانه عملکرد نخست وزیر دوران دفاع مقدس ،شناخت و فهمی از آن دوران است .فضایی که شرایط اقتصادی،فرهنگی و ادبی آن زمان را ساخت بسیار تحت تاثیر جنگ بوده است .به هر ترتیب بسیاری از سوالاتی که در ذهن هم سن و سالان ما شکل می گیرد را می توان با رجوع به گذشته و عملکرد وی پاسخ داد.

 

 

شعر جنگ، بازگشتی به سوی شعر کلاسیک

بررس سبک شناسی دوره ای شعر معاصر

 

1-با توسعه سیاسی و اندیشه در عصر مشروطه و با وارد شدن مفهوم کلماتی چون "عدالت اجتماعی" ، "آزادی " و "حق مردم" و هجوم این افکار هنر و ادب را وارد وادی دیگری کرد.

و مقدمه ای بود برای ساخت "غزل نیمه سنتی " غزلی که به شیوه ای جدید و با بهروری از رمانتیسم و نگاهی جدید در رابطه با عاشق و معشوق نظر می کند و همگان را به صرافت برای نو آوری انداخت.نو آوران  در تکاپوی  گنجاندن مفاهیمی جدید سیاسی و اجتماعی در شعر بودند.

بسیاری از مردم با عقل شاعرانه (نه معاش اندیش) وارد انقلاب مشروطه شدند و در  هوایی که بر آنها غالب شده بود و گمان اینکه به سوی سرای عدل و آزادی می روند هرگز ملاحظه اوضاع و احوال را نمی کردند و مصلحت ها را باور نداشتند.

ما اندرون سینه هوایی نهفته ایم /بر باد اگر رود سر ما زان هوا رود

 

ویاآنجا که عارف در مورد سر بریده کلنل پسیان می گوید:

این سر که نشان سرپرستی ست /امروز رها زقید هستی ست/

با دیده عبرتش ببینید /کاین عاقبت وطن پرستی ست

شاعران عصر مشروطه همچون میرزاده عشقی – نسیم شمال- دهخدا و بهار در نقد شرایط موجود و در هوای آزادی، نقد های علنی و عریان خود را در فضای هژمونیک مستبد شاهنشاهی رها می کردند .

اما به بمب بستن مجلس بهارستان و قلع و قم جریان مشروطه سرنوشت محتوم شاعران مشروطه را به گونه ای مشابه رقم زد.میرزاده عشقی ترور شد –نسیم شمال زندانی شد و دهخدا در انزوای خود لغتنامه اش را نگارش کرد...

2-سرنوشت تلخ شاعران مشروطه به شاعران نسل بعدی آموخت که نمی توان همین روال را در پیش گرفت و به همین برهنگی ساختار موجود را نقد کرد .

"نیما" شعر سمبلیک را ،راه گریز از دستگاه ممیزی انتخاب کرد. نیما سمبلیسم سیاسی –اجتماعی خود را از سمبلیسم نسل دو فرانسه وام گرفت .

– قاصد روزان ابري ، داروك ! كي مي رسد باران؟

با جریان سازی نیما و ساخت شعر نیمایی شاعرانی چون مهدی اخوان ثالث ،احمد شاملو،فروغ فرخزاد سمبلیسم سیاسی –اجتماعی را در پیش گرفتند و از این طریق نقد ها و حرف های نگفتنی خود را می زدند...

و به قول نیما شعری objective را خلق کردند، ساخت توصیف و تصویری که البته همراه با هدفی سیاسی است.و راهی برای گذشتن از سانسور و تامین جانی در نظام خفقان شکل گرفت .

 

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

سرها در گریبان است.

کسی سربر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را

نگه جز پیش پا را دید نتواند

که ره تاریک و لغزان است

زمستان

 

3-با همراهی نویسندگانی همچون صمد بهرنگی، جلال آل احمد،و اندیشمندانی همچون علی شریعتی و گسترش اندیشه سوسیالیستی تحرکات انقلابی شدت گرفت و مقدمات ایجاد شعر "سمبلیک چریکی " شکل گرفت .شاعرانی همچون خسرو گلسرخی ،سعید سلطانی پور و...؛شاعرانی که مسلما نظام خفقان زده موجود را درک می کردند اما هدف جهانی خوب و انسانهایی برابر، شعر مسلحانه آنها را توجیه می کرد!شعری ایدئولوژیک و پویا که الگو دهنده بزرگی به انقلابی ها بود.

خشن/ خشن و ناهموار/ گسست یك ستاره/ پر از كوه و درخت/ و انفجار در مسیر سرعت/ و جاده ای پر از گدازه های شعله ور/ و سنگ ها/ و تنه های سوخته/ و دود/ دود كه در باد كشیده می شود/ و من/ كه شعرم/ جز این تصویر نیست...  

سعید سلطانی پور

(در بند پهلوی / افتاده سرد و خسته و خون آلود / آتش دمیده از کف پایش ...).

خسرو گلسرخی که در دادگاه شاه محاکمه شد و اعدام شد.

 

4- انقلاب بزرگ اسلامی با همه عظمت و ابعاد خویش اتفاق افتاد و شعر انقلابی ناگهان فرو ریخت و به یك باره پس از فروكش كردن هیجان‌ها خاموش شد  .شاید نمود آن را در بسیاری از شاعران یافت ،شعر سمبلیک شاملو برای شاملو تمام شد و تا زمانی که به ظن خود شرایط را مانند پیشین ندید و فضایی را برای زدن حرف هایش نیافت نتوانست شعر بسراید.

دهانت را می بویند/ مبادا گفته باشی دوستت دارم  ...

 

.و شعر ها کم کم پر از نشانه ها گشت و گرایش های مذهبی در شعر نمود کرد ؛در شعر انقلاب تک ساحتی بودن تصاویر و مضامین شدت یافت.

 

5-با شروع جنگ تحمیلی اولین سوال فاصله "شعار" از "شعر" و روند تکاملی  این مسیر است و آیا شعار جنگ به سمت شعر جنگ سوق پیدا کرد؟

در زمان جنگ دلیلی برای سروده شدن شعر سمبلیک وجود نداشت و عمده نگاهها رو به آسمان بود و در فضایی ماورائی، دشمن خارجی که مرزها فاصله داشت بزرگترین دشمن شعر جنگ شده بود.

اولین عرصه ظهور شعر جنگ جرائد و مطبوعات بود اشعار شعار زده عاری از تخیل و عاطفه، "شعر روزنامه ای" را ساخت .

از دشمنان مردم و از جانیان پست /روزی رسد که خلق کشد انتقامها

این دست های خسته در آید ز آستین /و آن دشنه های تشنه به خون از نیامها

ای پیرزن که تازه جوان تو کشته شد /دیدی بلند نامش در بین نامها

پدر سه شهید دفاع مقدس (مهدی اخوان ثالث) هرگز نتوانست همچون آثار بزرگ پیشین خویش را باز خلق کند .

شعر این دوره رابطه آشکاری با وقایعه روزانه جنگ از قبیل شکست حصر آبادان ،سقوط خرمشهر و ...داشت و این شعر روزانه با گذشت زمان به تاریخ می پیوست .در واقع وضعیت نظامی ما در آغاز جنگ و لزوم اعتقاد به این حقیقت که هیچ چیز جز جانبازی مردم مانعی در مقابل دشمن نخواهد بود، غیر اجتناب بودن این شعر را روشن می کند .و در واقع شرایط جنگ condition(وضعیت)خاص را ایجاد کرد.

شعر جنگ شعری subjective (ذهنی ) بود و مفاهیمی همچون فداکاری ،ایثار ،شهیدو شهادت وارد ادبیات شدند . ودر قالب اشعار نیز برگشت به گذشته، اتفاق افتاد قالب  مثنوی و غزل مورد توجه قرار گرفت همچنین رباعی و دوبیتی به دلیل آسان بودن این قالب و انعطاف پذیری آن به لحاظ کمیت افزایش یافت همچنین گرایش به چارپاره با ویژیگی های روح حماسی و انقلابی مورد استقبال قرار گرفت .

در کل با رجعت قالب شعری جنگ بایستی آن را شعر نئوکلاسیک نامید .و تمام نحله های شعر زیر سایه این شعر قرار گرفت .

در شعر جنگ و مسیر های دیگر فکری جنگ جایی برای کثرت افکار وجود نداشت و صداهای دیگر و عقاید مختلف در صدای مهیب توپ ، تانک ، مسلسل  گم می شد.

 

با تشکر فراوان از دکتر کاظم رحیمی نژاد

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 11:10 توسط حبیب اله آرین |